لغت نامه دهخدا
تارک دنیا. [ رِ ک ِ دُن ْ ] ( ترکیب اضافی،ص مرکب ) ترک کننده دنیا. رجوع به تارک الدنیا شود.
تارک دنیا. [ رِ ک ِ دُن ْ ] ( ترکیب اضافی،ص مرکب ) ترک کننده دنیا. رجوع به تارک الدنیا شود.
ترک کننده دنیا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در وجه تسمیه این برج چنین آمدهاست که مردم سمنان معتقد هستند در زمانهای بسیار گذشته، برج مذکور را چهل دختر که دست از تعلقات دنیوی کشیده و تارک دنیا شده بودند، با گل و خشت ساختهاند.
💡 هیچکس از خرقه پوشی تارک دنیا نشد ترک خود کردن بر ما ترک دنیا کردن است
💡 گر تو ای دل تارک دنیا مستعمل شوی در جهانی کان ندارد کهنگی واصل شوی
💡 و چنان پندارند که با این حرکات، تارک دنیا و درویش می شوند و به درجات اهل توحید و عرفان ترقی می کنند و داخل زمره زهاد و دوستان خدا می گردند زنهار، زنهار:
💡 در سال ۱۹۸۳، نارایان «ببری برای مالگودی» را به چاپ رساند، حکایت زندگی یک ببر سیرک از زبان خود حیوان و روایت جور و جفای تعلیمات نمایشی، فرار او، و سرانجام پناه جستنش به یک تارک دنیا.