لغت نامه دهخدا
بینی و بینک. [ ب َ وَ ب َ ن َ ک َ ] ( ع ق مرکب ) میان من و تو. بین من و تو. حقاً. راستی.
بینی و بینک. [ ب َ وَ ب َ ن َ ک َ ] ( ع ق مرکب ) میان من و تو. بین من و تو. حقاً. راستی.
میان من و تو ٠ بین من و تو ٠ حقا ٠ راستی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کجا خشتی دو دیدم، صبحدم در گوش هم بودشان هذا فراق بینی و بینک خطاب
💡 جنید قدس اللَّه روحه گفت وقتی بر زبانم برفت که اللهم اسقنی، ندایی شنیدم که تدخل بینی و بینک یا جنید؟ این صفت قومی است که بعالم تحقیق رسیدهاند و از جام وصال شربتی چشیده و از مشغله خلق و نفس باز رسته. اما آن کس که وی را این حال نیست، و باین مقام نرسیده، راه وی آنست که دست در دعا زند و رستگاری خود از حق بخواهد، که سؤال او را مباح است، و دعا در حق وی عین عبادت.
💡 الرفیق الاعلی موسی خواست که با خضر رفیقی کند در دو گام سه دام در پایش آویخت تا در چهارم قدم دامن صحبت ببایست فشاند و آیه هذا فراق بینی و بینک بربایست خواند.
💡 ز روی حسرت او با من همی گفت: هذا فراق بینی و بینک
💡 دل شد مجاور آنجا که جامی هذا فراق بینی و بینک