بیدار گشتن

بیدار گشتن

«بیدار گشتن» به معنای خارج شدن از حالت خواب و بازگشت به وضعیت هوشیاری و آگاهی جسمی است. این عبارت معمولاً برای زمانی به کار می‌رود که فرد پس از استراحت شبانه یا خواب کوتاه، چشم می‌گشاید و فعالیت‌های روزانه خود را آغاز می‌کند. در معنای ساده و روزمره، «بیدار گشتن» نشان‌دهنده شروع دوباره ارتباط انسان با محیط اطراف و پذیرش محرک‌های بیرونی است. در این حالت، ذهن به تدریج فعال می‌شود و توانایی تمرکز، فکر کردن و تصمیم‌گیری بازمی‌گردد. این عبارت تنها به بیدار شدن جسمی محدود نمی‌شود و می‌تواند مفهوم هوشیاری ذهنی را نیز در بر بگیرد. گاهی «بیدار گشتن» به معنای آگاه شدن از یک حقیقت، درک یک واقعیت یا توجه پیدا کردن به موضوعی مهم در زندگی است.در متون ادبی و عرفانی، «بیدار گشتن» اغلب به معنای رهایی از غفلت و رسیدن به آگاهی درونی به کار می‌رود. در این کاربرد، بیداری نشانه رشد فکری، معنوی و شناخت عمیق‌تر انسان از خود و جهان پیرامون است. در زبان فارسی، این عبارت ساختاری رسمی‌تر نسبت به واژه «بیدار شدن» دارد و بیشتر در نوشتار، متون ادبی یا گفتار رسمی استفاده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

بیدار گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) از خواب برخاستن. بیدار گردیدن: 
کنون چون برآرد سپهر آفتاب 
سر شاه بیدار گردد ز خواب.فردوسی.گوئی همه زین پیش بخواب اندر بودند
زان خواب گران گشتند ایدون همه بیدار.فرخی.خداوند خانه بحرکت ایشان بیدار گشت. ( کلیله و دمنه ).
ببانگ دهل خواجه بیدار گشت 
چه داند شب پاسبان چون گذشت.سعدی. || مجازاً، متنبه شدن. آگاه شدن. هوشیار شدن. از جهل و غفلت برآمدن: 
پیری و جوانی چو شب و روز برآمد
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.سعدی.

فرهنگ فارسی

از خواب برخاستن ٠ بیدار گردیدن ٠

جمله سازی با بیدار گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب‌که حسنش بود بپدل غارت‌اندیش بهار غنچه تا بیدار گشتن دامنی در چنگ داشت

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز