بی ناموس. ( ص مرکب ) ( از: بی + ناموس ) که ناموس ندارد. لامذهب و ناپرهیزگار. ( آنندراج ). بی عفت و بی عصمت. بی مذهب. دشنامی است سخت قبیح و از ناموس معنی لغوی آن یعنی قانون اراده نمی شود، بلکه مراد از بی ناموس بی آبرو در عرض باشد. بی غیرت. بی عفاف. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ناموس شود.
- بی ناموس و ننگ؛ بی آبرو و بی عِرْض.
|| غیرمتمدن. دهاتی و روستایی.بی تربیت. ( ناظم الاطباء ).
۱. بی عفت، بی عصمت.
۲. بی آبرو.
که ناموس ندارد. لامذهب و ناپرهیزگار. بی عفت و بی عصمت. بی مذهب. دشنامی است سخت قبیح و از ناموس معنی لغوی آن یعنی قانون اراده نمی شود. بلکه مراد از بی ناموس بی آبرو در عرض باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام انسان نیست جز با صاحب ناموس و ننگ هر که بی ناموس و ننگ آمد نه انسانی بود
💡 مکن ای شمع در هر بزم حال خویش را روشن که پیش عاشقان پروانه بی ناموس می گردد
💡 یاد باد آن ساز شَفْقَتها که بی ناموس غیر در بساط تیره روزان عیش شامی داشتی
💡 حقیقت پردهٔ ناموس خود دارد شریعت را تو بی ناموس می خواهی که از معنی خبر یابی
💡 این نامه بی ناموس در خم می اندارید کاین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی