بی عفت
مترادفها
بیحیا، بیشرم، ناپاک
متضادها
با عفت، پاکدامن، عفافپیشه
لغت نامه دهخدا
بی عفت. [ ع ِف ْ ف َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عفت ) که عفت نداشته باشد. بی تقوی. ناپرهیزگار. رجوع به عفت شود.
جمله سازی با بی عفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اسفند ۱۳۹۶ احمدآبادی به مسیح علینژاد، که از چهرههای شاخص اعتراضات به حجاب اجباری است پیامهای خصوصی و علنی فرستاد و او را به مرگ تهدید کرد. او معتقد است چون علینژاد بی عفتی ترویج میدهد باید زبان او را برید.
💡 وه چه با عصمت عیون آوخ چه بی عفت لبان هر زمان از قضای آسمان