بی صفایی
مترادفها
بیروح، دلگیر
متضادها
با صفایی، شفاف، پاک
لغت نامه دهخدا
بی صفایی. [ ص َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی صفا. نایکرنگی. بی مودتی. بی اخلاصی. || بی طراوتی. و رجوع به صفا و ترکیبات آن شود.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت بی صفا نایکرنگی ٠ بی مودتی ٠ بی اخلاصی ٠ یا بی طراواتی ٠
جمله سازی با بی صفایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیره بختان بی صفایی چند روز کوران بی عصایی چند
💡 صفای کعه چه خواهی دلت چه دریابد نخست از آینه بزدای بی صفایی را