بی حیله
مترادفها
بیریا، بیغرض، بیتزویر
متضادها
حیلهگر، مکار، فریبکار
لغت نامه دهخدا
بی حیله. [ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) آنکه حیله و مکر نداشته باشد.
- بی حیله پیله؛ از اتباع است.
رجوع به حیلة شود.، بیحیله. [ ل َ ] ( اِ ) یونانی و رومی خرفه. بقلةالحمقا. ( الفاظ الادویه ). این کلمه رادر برهان بمعنی خرفه آورده ولی در فرهنگ اسدی ( بکتابت 766 هَ. ق. ) مینویسد: خرفه، بیخله، بخله و پرپهن و فرفخ بود یعنی تخمگان. ( از یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
یونانی و رومی خرفه ٠ بلقه الحمقا ٠
جمله سازی با بی حیله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باطن بی حیله جو اسیر که زاهد دیده ظاهر که هر چه هست ندارد؟
💡 چو بیرون آمدی بی حیله ازدام خوشی در مرغزار خلد بخرام
💡 بی حیله ز خوبان نتوان چشم ستم داشت رحم ست بر آن خسته که غماز ندارد