بوسه ربا
مترادفها
دلربا، فریبنده، جذاب
لغت نامه دهخدا
بوسه ربا. [ س َ / س ِ رُ ] ( نف مرکب ) گیرنده ٔبوسه. ( آنندراج ). آنکه در پنهانی بوسه میکند. ( ناظم الاطباء ). بوسه دزد. ( فرهنگ فارسی معین ):
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه ربایان بر و دستش باد.حافظ.دل بی جرأت ما گوشه نشین ادب است
ورنه لعل لب او بوسه ربا افتاده است.صائب ( از آنندراج ). || کنایه از لب معشوق. ( آنندراج ). || لیکن گاهی در صفت لب معشوق آمده و در اینجا ( شعر زیر ) کنایه از هوس انگیزی بوسه خواهد بود. ( از آنندراج ):
از زهر عتاب تو دلم چشمه نوش است
دادی به شکر غوطه لب بوسه ربا را.شیخ علی حزین ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) بوسه دزد
جمله سازی با بوسه ربا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه غماز شده از دو لبش بوسه ربای باد عطار شده بر دو رخش حلقه شمر
💡 ادب عشق مرا مهر دهن گردیده است ورنه لعل لب تو بوسه ربا افتاده است
💡 بیجاده ای است بوسه ربا آن عقیق لب کز جذبه می دهد پر پرواز بوسه را
💡 چون بوسه حرام است به کیش تو ستمگر ای دشمن دین این دو لب بوسه ربا چیست؟