بهره یابی

مترادف‌ها

استفاده، بهره‌گیری، انتفاع

متضادها

هدر دادن، زیان رساندن، بی‌بهره ماندن

لغت نامه دهخدا

بهره یابی. [ ب َ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) سود بردن. بهره مندی.کامیابی. || شرکت. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - سود بردن. ۲ - بهره مندی. ۳ - شرکت. ۴ - کامیابی.

جمله سازی با بهره یابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز آنچه بینی حق ببینی، ز آنچه گوئی به بوی ز آنچه داری بهره یابی، ز آنچه کاری برخوری

💡 به فرمانبری راه نیکی سپار که خوش بهره یابی ز پروردگار

💡 تو گر مرد راهی چنین پوی راه که تا بهره یابی زدیدار شاه

💡 مشو یار بدبخت و کم بوده چیز که از شومی‌اش بهره یابی تو نیز

💡 نیانگیختی باره بر جنگ من که تا بهره یابی ز آهنگ من

💡 دولت‌ها باید برنامه‌های دقیقی برای بهره یابی حداکثری از منابع طبیعی کشور و جلوگیری از هدررفت آن‌ها در طول سالیان متمادی تدوین کنند.

💡 هدف اصلی از آموزش‌های مهارت‌آموزی، بهره یابی صحیح از توانمندی‌های نیروی کار جوان برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی جامعه در آینده است.

💡 شرکت‌های بزرگ دائماً به دنبال روش‌های نوین برای بهره یابی از تکنولوژی‌های دیجیتال جهت افزایش سرعت تولید و کاهش هزینه‌های عملیاتی هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران