بهره یافتن
مترادفها
بهرهمند شدن، استفاده کردن، استفاده بردن، سود بردن
متضادها
ضرر کردن، زیان دیدن
لغت نامه دهخدا
بهره یافتن. [ ب َ رَ/ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) تمتع یافتن و سود و حاصل بردن.( ناظم الاطباء ). فائده بردن. نصیب بردن:
عرش پر نوربلند است بزیرش در شو
تا مگر بهره بیابد دلت از نور و ضیاش.ناصرخسرو.نصرت بدین کن ای بخرد مر خدای را
گر بایدت که بهره بیابی ز نصرتش.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
تمتع یافتن و سود و حاصل بردن. فائده بردن. نصیب بردن.
جمله سازی با بهره یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجدداً تکرارمیشود که یک تبدیل زمانی بهجا است که دنبالهٔ زمانی وابستگیها را حفظ کند. همچنین تخمین بهرهوری یک تبدیل یا یافتن بهترین تبدیل برای یک مجموعه کد روی یک کامپیوترکماکان موضوع پژوهشهای امروزه است (زمان نوشتار متن ۲۰۱۰).
💡 در پایان سده ۱۸ (میلادی) و با نفوذ کتابهای چاپی روس، الفبای شهری پتر یکم جایگزین سامانه نوشتاری پیشین شد. از آغاز تا میانه سده نوزدهم و در کوشش برای یافتن قانونگذاری نویسه شیوههای نگارش سیریلیک که در برگیرنده ۲۸ تا ۴۴ حرف بود به کار گرفتهشد تا سرانجام شیوه نگارش پیشنهادی مارین درینوف که دارای ۳۲ حرف بود در دهه ۱۸۷۰ پذیرفتهشد. تا ۱۹۴۵ که بهسازی نوشتاری رخداد از شیوه کرینوف بهرهبرداری میشد. پس از این شمار الفبای بلغاری به ۳۰تا کاهش یافت.