بن بسته
مترادفها
بنبست، مسدود، بسته
متضادها
باز، گشوده
لغت نامه دهخدا
بن بسته. [ بُم ْب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب، ص مرکب ) بن بست:
غار بن بسته بود کس نه پدید
عنکبوتان بسی مگس نه پدید.نظامی ( هفت پیکر ص 352 ).دل مرا ز خم زلف او رهائی نیست
به در کوچه بن بسته هیچکس نزده ست.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به بن بست شود.
جمله سازی با بن بسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل مرا ز خم زلف او رهایی نیست بدر ز کوچه بن بسته هیچ کس نزده است
💡 همی گویم که از پیشت گذر نیست ترا زین کوی بن بسته خبر نیست
💡 عروسی بکر بین با تخت و با تاج سرو بن بسته در توحید و معراج
💡 مذاکرات دیپلماتیک بین دو کشور در شرایط بسیار پیچیدهای قرار گرفته است و به نظر میرسد که اکنون در یک بن بسته واقعی هستند.
💡 پروژه ساخت بزرگراه به دلیل مشکلات مالی و نبود منابع لازم، در یک بن بسته قرار گرفته و پیشرفت آن بسیار کند شده است.
💡 پس از ساعتها بحث و گفتگو، تیم مدیریتی متوجه شد که در یک بن بسته استراتژیک قرار گرفته و باید راه جدیدی پیدا کند.