چاه بن
لغت نامه دهخدا
چاه بن. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) تک چاه. ( آنندراج ). بن چاه. ته چاه:
بدین چاه در آب سرد است و خوش
بفرمای تا من بوم آبکش
که هستند با من پرستنده مرد
کزین چاه بن برکشند آب سرد.فردوسی.پس آن به که غوکان در این چاه بن
نگویند از موج دریا سخن.میرخسرو.
فرهنگ عمید
بن چاه، ته چاه، تک چاه.
فرهنگ فارسی
تک چاه. بن چاه. ته چاه
جمله سازی با چاه بن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچنین نزد اسپارتیها که شهرشان در مجاورت این صخره واقع شده بود، معمول بود که اطفال سقط شده و علیل و ناتوان را نیز، در چاه باراترون میافکندند.
💡 چاه ارواح در زیر سنگ بنای معبد، که قدمت بسیاری دارد، هرگز توسط باستانشناسان زیر مجموعه بنیاد اسلامی وقف باز نشدهاست.
💡 جان و دل هر دو فدای شکرستان تو باد آب حیوان چو از آن چاه زنخدان آرند
💡 دهنو، روستایی در دهستان جلگه چاه هاشم بخش جلگه چاه هاشم شهرستان دلگان استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 نیست صائب چاه و زندان بر دلِ من ناگوار همچو یوسف میفزاید عزّت از خواری مرا
💡 آه از بلند ربختن شمع هستیات چندان که سر فراختهای عمق چاه گیر