خم زلف
مترادفها
پیچ و تاب مو، زلف تابخورده
لغت نامه دهخدا
خم زلف. [ خ َ م ِ زُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیچ زلف. ( یادداشت بخط مؤلف ). || نزد صوفیه اسرار الهی را گویند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
فرهنگ فارسی
پیچ زلف یا نزد صوفیه اسرار الهی را گویند.
جمله سازی با خم زلف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در خم زلف گرهگیر تو عاجز شده است دل صائب که عنان از کف تقدیر کشید
💡 باد بوئی سحر از چین خم زلف داشت فارغ از غافله تبت و تاتارم کرد
💡 تنها نه من اندر خم زلف تو اسیرم تا بود در آن دام از این چند بسی بود
💡 بسکه آشفته حدیث از خم زلف تو نوشت نافه ریزد چو غزال از قلم مشکینم
💡 دل دیوانه آشفته چو زنجیری دید حلقههای خم زلف تو به پیوست به هم
💡 کفر را باعث جمعیت ایمان در خواب چون خم زلف پریشان تو دیدم گفتم
💡 در اشعار عاشقانه قرون وسطی، شاعر با توصیف خم زلف معشوق، سعی داشت جذبه و زیبایی بیپایان او را برای خواننده بازسازی کند.
💡 زیبایی چشمگیر آن زن در میان جمعیت، با توجه به خم زلف سیاه و بلندش که بر شانههایش ریخته بود، کاملاً مشخص بود.
💡 نویسندگان کلاسیک اغلب از آرایههای ادبی برای توصیف خم زلف و زیباییهای ظاهری شخصیتها در داستانهای حماسی خود استفاده میکنند.