لغت نامه دهخدا
بلشان. [ ] ( اِخ ) ( به معنی پسر زبان، که قصد از فصاحت می باشد ) او شخصی بود که در وقت مراجعت زروبابل از بابل با وی مصاحبت نمود. ( از قاموس کتاب مقدس ).
بلشان. [ ] ( اِخ ) ( به معنی پسر زبان، که قصد از فصاحت می باشد ) او شخصی بود که در وقت مراجعت زروبابل از بابل با وی مصاحبت نمود. ( از قاموس کتاب مقدس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال دارمشتات ۹۸، دوکلا پراگ، و باشگاه فوتبال بلشانی اشاره کرد.