بسر دویدن

مترادف‌ها

شتافتن، تند دویدن

متضادها

آهسته رفتن، ایستادن

لغت نامه دهخدا

بسر دویدن. [ ب ِ س َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از دویدن به کمال سرعت و مبالغه کردن در آن. ( از آنندراج ). به سرعت دویدن. || بعضی از محققین گویند درمحل تعظیم مستعمل میشود. ( آنندراج ). || عجله کردن در اجرای فرمان کسی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- شتاب کردن در دویدن بسرعت دویدن. ۲- عجله کردن در اجرای فرمان کسی.

جمله سازی با بسر دویدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفتند مدعی را کز بهر بردن ملک از ما بسر دویدن از تو بیک اشارت

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران