بستانه. [ ب ُ ن َ ] ( اِخ ) به هفت فرسنگی مغرب عباسی باشد. بندریست در جنوب ایران که محل صید مروارید باشد. مشیرالدوله آرد: آپستان، بستانه امروزی ولی چون در کنارخلیج پارس دو بستانه است یکی در مشرق بندرعباس و دیگری در مشرق بندرلنگه، ظن قوی این است که آپستانه، بستانه اولی است. ( ایران باستان چ اول ج 2 ص 1509 ).
بهفت فرسنگی مغرب عباسی باشد بندریست در جنوب ایران که محل صید مروارید باشد مرحوم مشیرالدوله آرد: آپستان بستانه امروزی ولی چون در کنار خلیج پارس دو بستانه است یکی در مشرق بندرعباس و دیگری در مشرق بندر لنگه ظن قوی این است که آپستانه بستانه اولی است.
اسم: بستانه (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: bostāne) (فارسی: بستانه) (انگلیسی: bostane)
معنی: منسوب به بستان و باغ، ( = بوستانه )، ( بستان، ه ( پسوند نسبت ) )، ( به مجاز ) زیباروی، ( بوستانه