بسات

لغت نامه دهخدا

بسات. [ ب َ ] ( اِخ ) از اصطلاحات علم هیئت در تداول هندوان است. رجوع به جدول ماللهند ص 156 س 13 شود.

فرهنگ فارسی

از اصطلاحات علم هیئت در تداول هندوان است.

جمله سازی با بسات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سَرْ ره بَشسّی، زُلْفُونْره غیشْ بساتی الماس دینگُویی، دلْ ره خَریشْ بساتی

💡 دمه سر کرده به یک سردمه بگریزاند خیمه‌پوشان خزان را ز بساتین یک یک

💡 فَأَخْرَجْناهُمْ من مصر مِنْ جَنَّاتٍ، ای ارض ذات بساتین و انهار جاریة.

💡 پر در و عقیق است همه کوه و بساتین پر عنبر و مشگ است همه دشت و بیابان

💡 فرش این خانه ز دیبای بساتین بهشت که سمیعست و بصیرست و بهی تر دیباست

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز