برگاشته
مترادفها
برگشته، بازگشته، معکوس
متضادها
رو به جلو
لغت نامه دهخدا
برگاشته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) برگردانیده. برگردانده:
یکی سله از خنجر انباشته
یکایک سر تیغ برگاشته.فردوسی.و رجوع به برگاشتن شود.
جمله سازی با برگاشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی سله پرخنجری داشته یکایک سرتیغ برگاشته
💡 ز یکدیگران روی برگاشته بسی خسته بر دشت بگذاشته
💡 در برخی مسائل ریاضی، اگر ترتیب اعداد به صورت برگاشته نوشته شود، پاسخ نهایی با حالت استاندارد و معمول متفاوت خواهد بود.
💡 او تلاش کرد نقشهها را درست بخواند، اما متأسفانه جهت حرکت در نقشه به صورت برگاشته بود و او مسیر را گم کرد.
💡 ساختار این متن به گونهای است که اگر جملات برگاشته شوند، معنای اصلی و مفهوم کلی داستان برای خواننده تغییر میکند.