برهوتی

لغت نامه دهخدا

برهوتی. [ ب َ رَ ] ( اِخ ) کلیب بن اسد ( سعد ) بن کلیب برهوتی، صحابی و از شاعران حضرموت بود. او چون اسلام آورد با ارمغانی از مادر خود بر پیغمبر وارد شد و آن جامه ای از بافته های مادرش بودو قصیده ای با مطلع زیر برای وی سرایید:
من وشز برهوت تهوی بی عذافرة
الیک یا خیر من یحفی و ینتعل.
رسول ( ص ) برای خوش آیند او دست خویش بر صورت وی کشید و این از افتخارات بنی کلیب گشت. برهوتی در حدود سال 43 هَ. ق. در شهر خود درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ج 6 ص 90 از تاریخ الشعراء الحضرمیین و الاصابة ).

جمله سازی با برهوتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماهر در فضاسازیِ آن برهوتی که در مجموعۀ «مانیومنت» هست به افق بیابانیِ ایران توجه داشته و بسیاری از ساختمان‌ها را نیز از آنچه در جزیرۀ هرمز دیده برداشت کرده است.