لغت نامه دهخدا
برناورد. [ ب َ / ب ُ ؟ ] ( ص، اِ ) جوان. ( فرهنگ خطی ). اما می نماید که تصحیف شده برنا یا برناه باشد. رجوع به برنا شود.
برناورد. [ ب َ / ب ُ ؟ ] ( ص، اِ ) جوان. ( فرهنگ خطی ). اما می نماید که تصحیف شده برنا یا برناه باشد. رجوع به برنا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر بگسست نای مطرب پیر که برناورد امشب ناله ی زیر
💡 بمعنی آدمی میبایدت بود که تا برناورد دوزخ ز تو دود