لغت نامه دهخدا
برسه. [ ب َ س ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دوهزار شهرستان شهسوار. سکنه آن 320 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
برسه. [ ب َ س ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دوهزار شهرستان شهسوار. سکنه آن 320 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
دهی است از دهستان دو هزار شهرستان شهسوار.
💡 علت خدافظیش به گفته خودش این بود که میخواست ازدواج کنه و همینطور به شغل و زندگیش برسه
💡 برسه (به عربی: البرسة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی معرهالنعمان واقع شدهاست. برسه ۱٬۶۱۴ نفر جمعیت دارد.
💡 از هجده سالگی که اولین بازیم رو در لیگ برتر انجام دادم، لحظهشماری کردم تا امروز از راه برسه و عضو کوچکی از باشگاه بزرگ پرسپولیس بشم. (واکنش لک، پس از پیوستن به پرسپولیس، در ۱۲ شهریور ۱۳۹۹)
💡 170- اين ابيات در مورد حجيت خبر واحدرسائل شيخ است كه بصورت ارجوزه سروده ام ارجوزه به بيتى گويند كه وزنش برسه تا مستفعلن باشد (( ((مستفعلن مستفعلن مستفعلن )) ))
💡 دوره دوم جایزه با رویکرد بهرهوری و هدفمندی یارانهها به تمرکز برسه محور شاخصهای عمومی بهرهوری و طرحهای زیر ساختی، توانمد سازی و انگیزش در دو محور اصلاح الگوی مصرف و هدفمندی یارانهها برگزار گردید در این دوره نیز از مجموع ۸۰ سازمان شرکت کننده در فرایند ارزیابی جایزه ۴۴ سازمان حائز شرایط حضور در مراسم اختتامیه و تقدیر از سازمانهای برگزیده را داشتند.