بذرگر

لغت نامه دهخدا

بذرگر. [ ب َ گ َ ] ( ص مرکب ) زارع. دهقان. کشاورز. کسی که تخم افشاند. ( از ناظم الاطباء ). برخی این کلمه را بجای برزگر بکار برند. ( از غیاث اللغات ).

جمله سازی با بذرگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بذرگر در کارگاه نجاری کار می‌کرده و در حالی ناپدید شده که نه دستمزدش را از صاحب کارش گرفته و نه وسایل نجاری خود را از آنجا برده‌است.

💡 بهمن ۱۴۰۰، دوستان بذرگر از ناپدید شدن او از شش ماه پیش تاکنون خبر دادند. گفته شد او بارها از سوی نیروهای امنیتی برای حمایت‌هایش از نوید، تهدید شده بود و نیروهای امنیتی تعقیبش می‌کردند.

💡 سعید افکاری فعال مدنی ایرانی، بذرگر را جوانی بسیار با امید، دوست داشتنی و شاد معرفی کرد و گفت که دوستان و نزدیکان می‌گفتند که او خیلی شبیه به برادرش نوید بوده‌است.

💡 حساب «۱۵۰۰ تصویر» از تأیید نتایج آزمایش «دی‌ان‌ای» استخوان‌های کشف شده امین بذرگر، کشتی‌گیر و از دوستان نزدیک نوید افکاری خبر داد.

💡 مراسم خاکسپاری این کشتی‌گیر روز دوشنبه در دارالرحمه سعدی شیراز برگزار می‌شود. بذرگر، در تیر ۱۴۰۰ به‌دلیل اعتراض به اعدام نوید افکاری، توسط اداره اطلاعات شیراز بازداشت