بدده
مترادفها
بداخلاق، بدرفتار، بیادب، بدخلق
متضادها
خوشسخن، نیکسخن
لغت نامه دهخدا
( بددة ) بددة. [ ب ِ دَ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ بُدّ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بتها. ( یادداشت مؤلف ): و اهل الصین و الهند یزعمون ان البددة تکلمهم و انما یکلمهم عبادهم... و هم ( اهل الصین ) یزعمون ان الهند وضعوا لهم البددة. ( اخبار الصین و الهند از مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بتها.
جمله سازی با بدده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زبان یونانی امروزی، این کلمه به یک فرد بددهان اشاره دارد.