لغت نامه دهخدا
باها. ( اِ ) نوعی از طعام باشد که پاچه نیز خوانند. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). نوعی از طعام باشد که عربان باهه اش گویند، باجه معرب آن است. ( منتهی الارب ). نوعی از طعام. ( ناظم الاطباء ).
باها. ( اِ ) نوعی از طعام باشد که پاچه نیز خوانند. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). نوعی از طعام باشد که عربان باهه اش گویند، باجه معرب آن است. ( منتهی الارب ). نوعی از طعام. ( ناظم الاطباء ).
نوعی از طعام که آنرا پاچه نیز خوانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استدلالهایی در مورد و مخالف نقشی برای دین در سیاست وجود داشتهاست. یاسمین علی باهای براون استدلال کردهاست که "ایمان و دولت باید جدا باشد" زیرا "شرورترین و ظالمانهترین دولتهای جهان کسانی هستند که از خدا برای کنترل ذهن و اعمال جمعیتهای خود استفاده میکنند"، مانند ایران و عربستان سعودی.
💡 پر کن سبویی بیگفت و گویی باهای و هویی گر یار مایی
💡 همان پرچم پارس در پیش رو چنان میکشیدند باهای و هو
💡 تالتمسن (در آمازیغی: ⵜⴰⵍⵜⵎⵙⵏ) یک روستای کوچک در جنوب مراکش در جماعه أوکنز، إقلیم شتوکة آیت باها، منطقه سوس ماسة است. این جمعیت ۵۵ سال دارد
💡 صحرای کلرادو و رودخانه کلرادو در شرق کالیفرنیای جنوبی در مرز آریزونا و شهرستان سن برناردینو و مرز با نوادا در شمال شرق واقع هستند. در جنوب کالیفرنیای جنوبی با ایالت باها کالیفرنیای مکزیک به عنوان بخشی از مرز کایالات متحده با مکزیک میباشد.