گیوه باف
مترادفها
کفشباف
لغت نامه دهخدا
گیوه باف. [گی وَ / وِ ] ( نف مرکب ) آنکه گیوه بافد. آنکه رویه های پاافزاری که نامش گیوه است بافد. بافنده گیوه.
فرهنگ عمید
کسی که رویۀ گیوه می بافد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که گیوه سازد.
جمله سازی با گیوه باف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهمترین صنایع دستی این منطقه را گیوه دوزی و قالی بافی و کاشیکاری تشکیل میدهد که توسط زنان و دختران در داخل کارگاهها یا در منازل مسکونی تهیه میشود. اما گیوه دوزی آن در حال منسوخ شدن است.