لغت نامه دهخدا
گیج و ویج. [ ج ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) دنگ و منگ. پریشان خاطر:
دلم از دست خوبان گیج و ویجه
مژه برهم زنم خونابه ریجه.باباطاهر.
گیج و ویج. [ ج ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) دنگ و منگ. پریشان خاطر:
دلم از دست خوبان گیج و ویجه
مژه برهم زنم خونابه ریجه.باباطاهر.
پریشان حواس.
از اتباع باشد. دنگ و منگ پریشان خاطر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایمون کابل گیج و گمراه در تخت بیمارستان از خواب بیدار میشود. او به زودی از پزشکان دریافت که به فراموشی مبتلا است و قادر به یادآوری دو سال آخر زندگی خود نیست. کابل آنچه را که برای او اتفاق افتادهاست بررسی میکند و به آرامی گذشته معمایی او را در هم میشکند.
💡 در سدهٔ نوزدهم پزشکان این بیماری را به عنوان جنون و دیوانگی محض میانگاشتند و در اوسط همین سذه بندیکت اوگوستن مورل برای اولین بار به توصیف این بیماری در کتاب خود پرداخت و از آن به عنوان «توقف ناگهانی تمام قوای روحی» یاد کرد. این بیماری در آن زمان اغلب در دسته هیستری بهشمار میرفت و به آن هیستری گیج و منگ میگفتند.
💡 پایان مبهم مجموعه اصلی نئون جنسیس اونگلیون که در ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ پخش شد، برخی بینندگان و منتقدان را گیج و ناراضی کرد. دو قسمت پایانی یکی از بحث برانگیزترین بخشهای این مجموعه بود و توسط بسیاری معیوب و ناقص توصیف شد.
💡 خموش اگر شمرم من عطا و بخششهاش از آن شمار شود گیج و خیره روز شمار
💡 تو چه خود را گیج و بیخود کردهای خون رز کو خون ما را خوردهای
💡 بروکن بیت یا براک یک سبک موسیقی الکترونیک است که بر اساس ریتم سنکُپ محوری که غالباً در الگوی متریک ۴/۴ و همراه با ضربهای اسنیر یا صدای دست زدن گیج و تأکید شده تنظیم شدهاست، شناخته میشود.