لغت نامه دهخدا
گیاه شیر. ( اِ مرکب ) شیره گیاه. گیاشیر. رجوع به گیاشیر شود.
گیاه شیر. ( اِ مرکب ) شیره گیاه. گیاشیر. رجوع به گیاشیر شود.
= گیاشیر
( اسم ) ۱ - شیر. گیاه ( مطلقا ) عصار. نبات. ۲ - هر نباتی که در وقت بریدن آن از آن شیری بیرون آید مانند برگ درخت انجیر.
شیره گیاه. گیاه شیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان که ضد این صفت، بزرگی نفس و محکمی دل است و علامت آن، آن است که آدمی تحمل کند آنچه را که بر او وارد می شود، و مانند گیاه ضعیف، با هر بادی متزلزل نگردد و چون موش و روباه با هر حرکت پائی به چپ و راست ندود، بلکه چون کوه پا بر جای که چون بادهای مخالف بر او وزد التفات نکند، و چون شیر قوی پنجه از حمله دلاوران رونگرداند
💡 نبود آب شیرین در جزیره همواره یکی از مشکلات اصلی و مانع استقرار دائمی در این سرزمین بودهاست. اگرچه گاهی اوقات بارانهای شدیدی میبارد، اما ممکن است عدم بارش تا هشت ماه یا بیشتر ادامه داشته باشد. میانگین بارندگی بلند مدت (در سالهای ۱۸۲۱–۱۹۱۲) حدود ۶۰ میلیمتر (۲٫۴ اینچ) در سال بود، در پریم پوشش گیاهی بسیار کمیاب است.
💡 نه خورده گیاه باغ و بستان نزمام مکیده شیر پستان