لغت نامه دهخدا
گچه سر. [ گ َ چ َ س َ ] ( اِخ ) رجوع به گچ سر شود.
گچه سر. [ گ َ چ َ س َ ] ( اِخ ) رجوع به گچ سر شود.
💡 گر گچه چنین کشفیات صددرصد دقیق نگردیده اما از سال ۱۹۶۶م تا ۱۹۸۱م دست کم دو میدان نفتی کوچک، یک میدان گازی بزرگ (جرقدوق) و دو میدان گازی دیگر کشف شدهاست که عمدتاً در بخش شمال غربی کشور است.
💡 بنابراین باید گفت مقداری از اسباب و اشیاء و ظروف و الواح طلا و نقره که امروزه در موزههای ایران و جهان قرار دارد در آنجا ساخته شدهاست و این اشیاء گچه به ظاهر کوچک و کموزن هستند ولی از لحاظ ریزهکاری، ظرافت طراحی و جواهراتی که در آنها به کار رفته مهارت استادان این صنعت را در دورهٔ هخامنشی مشخص میسازد.
💡 چهارشنبه بیستوهشتم، منزل گچهسر است. دیشب، هوای شهرستانک خیلی سرد بود. امروز در بین راه، ابوالحسنخان سردار دیده شد. از دوآب گذشته، کنار رودخانه به نهار افتادیم. حکیم طولوزان، روزنامهٔ فرنگستان میخواند و صنیعالدوله ترجمه میکرد. از اینجا، میرشکار و میرزاعبداللهخانِ پیشخدمت و یک نفر مهندس فرستادیم که بروند راهِ گدوکِ زانوس را بسازند.