فرهنگ فارسی
هرفردی هرشخصی: ((تااین نامه (کلیله ودمنه ) بدست مردمان وهرکسی دست بدواندرزدند. ) ) توضیح ضمیروفعل آنراگاه مفرد آورندوگاه جمع.
هرفردی هرشخصی: ((تااین نامه (کلیله ودمنه ) بدست مردمان وهرکسی دست بدواندرزدند. ) ) توضیح ضمیروفعل آنراگاه مفرد آورندوگاه جمع.
هرکس، هر کی میخواد باشه.
💡 از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد تیشه بر کوه زنی، خانه ی من می لرزد
💡 گر شود آیینه ی رای تو عینک، می توان سرنوشت هرکسی را خواندن از لوح جباه
💡 عشق مرا هرکسی تهمتِ دیگر نهد بیخبر از من که چیست شیوه و هنجارِ من
💡 هرکسی مشهور شد این قوم بدخواه وبند زانکه بوم شوم باشد دشمن کبک دری
💡 نمونههای پارتو برای هرکسی که میخواهد با تلاش کمتر در بازاریابی به حداکثر نتیجه برسد بسیار مهم است. مشکل این است که اندازهگیری اقدامات بازاریابی و ارتباطی دشوار است.
💡 برنمی آید ز دست هرکسی رسم کرم شیوه ی همت درین دوران، کم از اعجاز نیست