گپ زنی
مترادفها
گپ زدن، گفتگو، سخن گفتن
فرهنگستان زبان و ادب
{chatting} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از خدمات اینترنت که امکان گفت وگو بین دو یا چند کاربر را فراهم می سازد
جمله سازی با گپ زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به شوخی می زنی سنگم، گل است این بر رخ عاشق گل مردان مزن بر روی خسرو، چونکه مردست این
💡 گرم ساز یکتا زنی یا دوتائی در اندازمت کز سه تا میگریزم
💡 چه زنی در من آتشی که مرا در گذشته ز فرق آب بس است
💡 ما معمولاً در پایان هفته برای گپ زنی و صرف چای در کنار هم جمع میشویم تا از اتفاقات جدید زندگیمان برای هم بگوییم.
💡 گپ زنیهای طولانی میان همکاران در زمان استراحت میتواند به کاهش استرس کاری و بهبود روابط دوستانه در محیط دفتر کمک بسیار زیادی کند.
💡 او برخلاف تصور بسیاری از مردم، در جلسات رسمی به جای بحثهای جدی، بیشتر به گپ زنیهای بیمورد و غیرضروری با افراد دیگر میپردازد.