لغت نامه دهخدا
گوهری شدن. [ گ َ / گُو هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) باگوهر شدن. مال دار شدن. || جواهرفروش یا جواهرشناس شدن. || نژاده شدن. اصالت یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
گوهری شدن. [ گ َ / گُو هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) باگوهر شدن. مال دار شدن. || جواهرفروش یا جواهرشناس شدن. || نژاده شدن. اصالت یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
( مصدر ) ۱ - با گوهر شدن ثروتمند گردیدن. ۲ - جواهر فروش شدن. ۳ - اصالت یافتن نژاده شدن.
با گوهر شدن مال دار شدن. یا جواهر فروش یا جواهر شناس شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوهری جز عقده دل نیست در بحر سراب طالب دنیای بی حاصل نمی باید شدن