لغت نامه دهخدا
گوهرنثاری. [ گ َ / گُو هََ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نثار کردن گوهر:
ز گنج افشانی و گوهرنثاری
بجای آورد رسم دوستداری.نظامی.
گوهرنثاری. [ گ َ / گُو هََ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نثار کردن گوهر:
ز گنج افشانی و گوهرنثاری
بجای آورد رسم دوستداری.نظامی.
نثار کردن جواهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نثاری که بر فرق اصحاب ریخت ز درج دو لب گوهر ناب ریخت