لغت نامه دهخدا
گوشت بر. [ ب َ ] ( ص مرکب ) پوشیده شده از گوشت. از گوشت نو. || پر از گوشت. تنومند. ( استینگاس ).
گوشت بر. [ ب َ ] ( ص مرکب ) پوشیده شده از گوشت. از گوشت نو. || پر از گوشت. تنومند. ( استینگاس ).
پر گوشت تنومند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حق هست با تو،نشنوی ار حرف حق ز من گوشت گرفته پنبه غفلت بجای وعظ
💡 بوکانیرها بیشتر دریانوردان یا خدمتکاران فراری از ملل گوناگون بودند که در جزیرههای دریای کارائیب پناه میگرفتند. آنها گلّههای وحشی را شکار میکردند و گوشت را بر پنجرههای مشبّکی به نام «بوکان» میخشکاندند، به همین علت آنها را «بوکانیر» نام نهادند.
💡 همی پرورانیدشان سال و ماه به مرغ و به گوشت بره چندگاه
💡 بر تو از گوش گران این وحشت آبادست خوش زود در فریاد می آیی اگر گوشت دهند
💡 اگر می داشتم در کنج مأوا نمی کردم به غیر از گوشت سودا
💡 گرکنون جوید عقاب از پشت آن کهسار گوشت ور کنون جوید همای از روی آن دشت استخوان