لغت نامه دهخدا
گوش گل. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از صدف از طایفه حیوانات ناعمه یا عدیم الفقار. ( یادداشت مؤلف ). || نفخ غده زیرگوش. نکاف و آن آماس نَکَف یعنی غده های خرد که در بن زنخ میان نرمی گوش و پس گوش است باشد. ( یادداشت مؤلف ).
گوش گل. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از صدف از طایفه حیوانات ناعمه یا عدیم الفقار. ( یادداشت مؤلف ). || نفخ غده زیرگوش. نکاف و آن آماس نَکَف یعنی غده های خرد که در بن زنخ میان نرمی گوش و پس گوش است باشد. ( یادداشت مؤلف ).
( اسم ) ۱ - جانوری از شاخ. نرم تنان و از دست. تبر پاییان که فسیل صدفهایش از دوران دوم زمین شناسی ببعد در طبقات زمین پیدا میشود. این جانور در اکثر دریا ها میزید. ۲ - اوریون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنی گر زبدهالاسرار را گوش بعمر خود دمی ننشینی از جوش
💡 حلقهٔ گوشی شو اندر حلقهٔ مردان دین حلقهٔ حق گیر و سر میزن برآن در حلقهوار
💡 ز وی هر کس آن قصه را کرد گوش بر او بانگ زد کای برادر خموش