لغت نامه دهخدا
گوش رس. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) که به گوش رسد. ( آواز و صدا ) که شنیده شود. که فاصله چندان بود که آوا شنیده شود: آواز او گوش رس نبود.
گوش رس. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) که به گوش رسد. ( آواز و صدا ) که شنیده شود. که فاصله چندان بود که آوا شنیده شود: آواز او گوش رس نبود.
۱ - ( صفت ) آنچه بگوش رسد ( صدا آواز ): آواز او گوش رس نبود. ۲ - ( اسم ) مسافتی که از آن آواز و صدا شنیده شود.
💡 تا کی نشوی گوش بر آواز دل ما همراز دل مایی و هم راز دل ما
💡 بود گوش با چشم شه را بسی کجا گوش و چشمش بود هر کسی
💡 ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی ندارد صفحه دوران چو من عاشق بناگوشی
💡 خروشی به گوش آمدش چاره گر بدان سان که گوش ورا کرد کر
💡 در گوش خادمان و مقیمان درگهت هردم رسد ز حضرت حق «فادخلوا» ندا