لغت نامه دهخدا
گوره خر. [ رَ / رِ خ َ ] ( اِ مرکب ) همان گورخر که گذشت. ( آنندراج ). گور: و گوره خر از پیش او بگریخت، روی در بیابان نهاد. ( سندبادنامه ص 137 ). رجوع به گور و گورخر شود.
گوره خر. [ رَ / رِ خ َ ] ( اِ مرکب ) همان گورخر که گذشت. ( آنندراج ). گور: و گوره خر از پیش او بگریخت، روی در بیابان نهاد. ( سندبادنامه ص 137 ). رجوع به گور و گورخر شود.
( اسم ) گورخر: چون نزدیک گوره خر آمد خر گوری دید سپید بر مثال نقره...
💡 این بگفت و در نماز ایستاد. در حال غریدن شیر آمد. شیری دیدند که آمد گوره خری در پیش گرفته، بگرفتند و کباب میکردند و میخوردند، و شیر آنجا نشسته بود، در ایشان نظاره میکرد.
💡 آنا اویناشیمی غیرت گوزی گورسه کور اولور من نه گوزله گوره بیللم وطن اویناشلاریمی
💡 مَرْدمْ گَشتِ لارْ شُوئنْ (شونن) منْ لارْ بمُوره بی تو (ته) گَشْتِ لارْمه وَرْ بسُونِ گوره
💡 (اگر بتوانم به كار خود مى پردازم ) (اما گوره خر را از جستن مانع شده اند.) (120)
💡 برده گوره، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.
💡 تپه تخت گوره مربوط به دوره سلجوقیان است و در شهرستان مریوان، بخش مرکزی، دهستان کوماسی، روستای وینینه علیا واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۱۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.