گو چران

لغت نامه دهخدا

گوچران. [ گ َ / گُو چ َ ] ( نف مرکب ) گاوچران. رجوع به گاوچران و گاوچرانی و گوچرانی شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه گاوان را بچرا برد گاوبان.

جمله سازی با گو چران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبید و نقل و بخور و ترنج و سیب و انار به خوانچه‌ای بنهادند و شد چران رستم

💡 تپه گاومیش چران مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در شهرستان گیلانغرب، بخش مرکزی، دهستان حومه، ۴۵۰ متری شرق روستای گاومیش چران واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۵۳۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 امام عليه السلام صدايش را بلند كرد و فرمود: (اى پسر زن بز چران ! تو به رفتندر آتش سزاوارترى !) مسلم تيرى در كمان گذاشت تا به سوى شمر پرتاب كند. امامعليه السلام دستش را گرفت. مسلم گفت: (اجازه بدهيد كه او را هدف بگيرم و به جهنمبفرستم ).

💡 مساءله 32 - اگر چشم چران ازارحام زن صاحبخانه باشد اگر بجائى از آن زننگاه كند كه نگاه كرنش به آنجا جائز است و شهوت و ريبه اى هم در بين نيستتيراندازى به سوى او جائز نيست، واگر چنين كند وجنايتى بر او وارد آورد ضامن است.

💡 151-هيچ پيامبر از طرف خدا مبعوث نشده است مگر اين كه گوسفند چران بوده است.