گهر اویز

مترادف‌ها

آویز، گردنبند، زیور

لغت نامه دهخدا

( گهرآویز ) گهرآویز. [ گ ُ هََ ] ( ن مف مرکب ) مخفف گوهرآویز. رجوع به ذیل همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

( گهر آویز ) آنچه از آن گوهر آویخته باشد ( گوش و غیره ): ز نعلکهای گوش گوهر آویز فکندی لعلها در نعل شبدیز. ( نظامی )
مخفف گوهر آویز

جمله سازی با گهر اویز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گو چه شد آن سنگ ستم خیز تو آن خزف در گهر آویز تو

💡 لب ز ترصیع گهر ریز کند جعد مشکین گهر آویز کند

💡 در نمایشگاه جواهرات باستانی، یک گردن‌بند بسیار نفیس با یک گهر اویز درخشان که از یاقوت سرخ ساخته شده بود، مورد توجه تمامی بازدیدکنندگان قرار گرفت.

💡 آن زن اشرافی، با پوشیدن لباس‌های مخمل و استفاده از یک گهر اویز تزیینی بر روی لباس خود، جلوه‌ای بسیار باشکوه و مجلل به ظاهر خود بخشیده بود.

💡 هنرمندان جواهرساز با دقت بسیار زیاد، قطعات کوچک سنگ‌های قیمتی را به گونه‌ای طراحی کردند که به صورت یک گهر اویز ظریف و زیبا بر روی طلا قرار گیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران