لغت نامه دهخدا
گنج پرست. [ گ َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) که گنج پرستد و دوستدار گنج. عاشق گنج. گنج دوست:
لرزلرزان چو دزد گنج پرست
در کمرگاه او کشیدم دست.نظامی.
گنج پرست. [ گ َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) که گنج پرستد و دوستدار گنج. عاشق گنج. گنج دوست:
لرزلرزان چو دزد گنج پرست
در کمرگاه او کشیدم دست.نظامی.
( صفت ) آنکه بگنج علاق. تمام دارد دوستدار گنج: لرز لرزان چو دزد گنج پرست در کمر گاه او کشیدم دست. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عالم خراب گنج زر و رند می پرست در عالمی که گنج زرست اژدهای او