لغت نامه دهخدا
گنبد قوس. [ گُم ْ ب َ دِ ق َ ] ( اِخ ) خرابه های واقع بر کنار گرگان رود [ مازندران ] ( ترکمانی ). ( از جغرافیای شمال ایران ص 452 ).
گنبد قوس. [ گُم ْ ب َ دِ ق َ ] ( اِخ ) خرابه های واقع بر کنار گرگان رود [ مازندران ] ( ترکمانی ). ( از جغرافیای شمال ایران ص 452 ).
خرابه های واقع بر کنار گرگان رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسجد از زیبایی خاصی برخوردار است که حس تحسین بیننده را در برابر عظمت ستونهای ضخیم و طاقهای قوسی آن برمیانگیزد و دارای گنبد کاشیکاری بسیار کوتاهی است که به زحمت میتوان آن را از درون صحن دید.
💡 سر در تشکیل شدهاست ار قوسی پنج او هفت و هشتی بسیار زیبا همراه با تزیینات -که اکثراً تخریب شدهاند- و گنبدی که بر روی هشتی قرار گرفتهاست.
💡 بازار شهر رشت برخلاف دیگر بازارهای شهرهای کشور، سرپوشیده نیست. و همچون دیگر بازارهای ایران سقفهای گنبدی و نورگیرهای بلند بر قوس مرکزی گنبد ندارد. در این میان تنها بخشی از راسته زرگرها پوشیده از حلب است. کاروانسراهای بازار رشت با سکوها و طاقیهای بلند، کاروانسراهایی که بخش مرکزی آن هم روباز است. این امر به جهت استفاده از آفتاب در اندک روزهای آفتابی شهرباران(رشت) است.
💡 فضای گنبدخانه دارای پلان چهارگوش بوده که در هر ضلع آن یک ورودی بزرگ با قوس جناقی تعبیه شده، پلان چهارضلعی بقعه به وسیله چهار فیلپوش در ارتفاع ۳۸۰ سانتیمتری در چهار گوشه بنا به هشتضلعی تبدیل شده که به دایره و سپس به گنبد ختم میشود.