گلو پاره کردن
مترادفها
بریدن گلو
فرهنگ معین
( ~. رِ. کَ دَ ) (مص ل. ) فریاد زدن.
ویکی واژه
فریاد زدن.
جمله سازی با گلو پاره کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گلو پاره شد شیر خوار مرا بدان آمد انجام کار مرا
💡 بلبل از رشکِ صدایِ او گلو پاره کند ورنه بهر چه بُوَد این همه فریاد او را
💡 ای جرس تا بکی از ناله گلو پاره کنی کس درین بادیه دیدیکه بفریاد رسد
💡 آن زن با گلو پاره کردن و فریادهای بلند، سعی داشت توجه تمام رهگذران را به حادثه وحشتناکی که در خیابان رخ داده بود جلب کند.
💡 سربازان در میدان نبرد با گلو پاره کردن دستورات را به یکدیگر منتقل میکردند تا صدای انفجارها مانع از شنیده شدن آنها نشود.
💡 او از شدت خشم و عصبانیت شروع به گلو پاره کردن کرد، اما هیچکس در آن جمع شلوغ متوجه فریادهای او نشد.