فرهنگ معین
( ~. ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تکه تکه شدن، پاره پاره شدن.
( ~. ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تکه تکه شدن، پاره پاره شدن.
( مصدر ) تکه تکه شدن پاره پاره شدن.
تکه تکه شدن، پاره پاره شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـلى عـليـه السـّلام گـوشـت را آمـاده كرد و لقمه لقمه به دهاناطفال گوشت و خرما مى گذاشت و به هر يك مى فرمود:
💡 1. داود رقى مى گويد: همسرم رباب گفت: با خرما حلوايى درست كرده و آن را بهحضور امام صادق عليه السلام بردم. آن حضرت عليه السلاممشغول صرف غذا بودند. حلوا را مقابل او گذاشتم. او حلوا را لقمه لقمه كرده و بهاصحابش مى داد. شنيد كه فرمودند: كسى كه به مومنى شيرينى بدهد. خداوند تلخىروز قيامت را از او دور خواهد نمود.