گلو سرخ
لغت نامه دهخدا
گلو سرخ. [ گ ُ / گ َ س ُ ] ( اِ مرکب ) مری و آن معده آدمی و شکمبه حیوان است چسبیده به حلقوم. ( ولف ). غلقمه. ( منتهی الارب ): فؤاد؛ آنچه به گلوسرخ آویخته باشد از گلو و شش و دل. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با گلو سرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت می خواهم حسینت سرخ رو سرخ رو لیکن ز خوناب گلو
💡 پس از چندین ساعت فریاد زدن در مسابقه، گلو سرخ او به شدت درد میکرد و حتی نمیتوانست کلمات ساده را به راحتی ادا کند.
💡 علائم گلو سرخ و تب بالا، نشاندهنده عفونت شدید در دستگاه تنفسی است که نیاز به مراجعه فوری به پزشک و درمان دارد.
💡 او با گلو سرخ و صدایی گرفته به خانه بازگشت، گویی که تمام انرژی خود را در مسیر رسیدن به هدفش صرف کرده بود.