گل یتیم

لغت نامه دهخدا

گل یتیم. [ گ ُ ی َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور که در 18هزارگزی شمال چکنه بالا واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش 509تن است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان کرباس بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور

جمله سازی با گل یتیم

💡 زاهد که به خلوتگه این کعبه مقیم است غافل مشو از حیله که آن گفت یتیم است

💡 چرا از خاکمال چرخ اندیشم، که چون گوهر مرا گرد یتیمی باعث تعمیر می گردد

💡 (زینب ایرگات: هدیه یا هدوش ۱۱۳–۱) خدمتکار یتیم خانه که به دخترها بسیار نزدیک است.

💡 اشک یتیم فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عزیزاله رفیعی محصول سال ۱۳۴۳ است.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به دو یتیم اشاره نمود.

💡 غبار خط مناسب نیست آن رخسار نازک را مگر گرد یتیمی از در گوش تو برخیزد