لغت نامه دهخدا
گل عطری. [ گ ُ ل ِ ع ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از تیره شمعدانیها که برگهای آن عطری مطبوع داردو گلهای آن بنفش رنگ است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 216 ).
گل عطری. [ گ ُ ل ِ ع ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از تیره شمعدانیها که برگهای آن عطری مطبوع داردو گلهای آن بنفش رنگ است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 216 ).
از تیر. شمعدانیها که برگهای آن عطری مطبوع دارد و گلهای آن بنفش رنگ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن را که این شمامه دوران رباید از کف مشکل که هیچ عطری مشکین کند دماغش
💡 بهتوصیهٔ محمّد یکسوم تا دوسوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید.
💡 برابر فارسی از: واژهنامهٔ علوم زیستی دکتر مرتضی عطری و لغتنامهٔ دهخدا
💡 طریق علمش کشیده راهی ز هفت دریا بچار منبع نسیم خلقش کشوده عطری ز هشت گلشن بهفت کشور
💡 کار اصلاح ژنتیکی بر روی گیاهان زینتی و عطری در کشور ایران هنوز «متولی خاص» ندارد.