لغت نامه دهخدا
کوره رود. [ رَ / رِ رو ] ( اِخ ) حومه ولایت ایراهستان از کوره اردشیرخوره است. ( نزهةالقلوب چ لیدن ص 125 ).
کوره رود. [ رَ / رِ رو ] ( اِخ ) حومه ولایت ایراهستان از کوره اردشیرخوره است. ( نزهةالقلوب چ لیدن ص 125 ).
💡 کوره به محض آزادی به دیدار رفیق سابقش می رود، مردی به نام ریکو، یک بارون پولدار شده که عاشق دوست دخترش شده است که در زمان دستگیری مدیون او باقی مانده است. کوره که تمایلی به اتلاف وقت ندارد، ریکی را مجبور می کند به جای چکی که در ابتدا به او پیشنهاد کرده، مقدار زیادی پول نقد به او بدهد.
💡 گاز CO به سمت بالای استوانه می رود و با ZnO و اکسید های دیگر مثل PbO واکنش می دهد و ترکیب گاز بالای کوره شامل حدود 5 درصد روی، 10 درصد کربن دی اکسید، 20 درصد کربن مونوکسید و ما بقی نیتروژن می باشد.