لغت نامه دهخدا
مهره تاج. [ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) هرچیز میان کاواکی مانند شیپور که در آن می دمند. ( ناظم الاطباء ).
مهره تاج. [ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) هرچیز میان کاواکی مانند شیپور که در آن می دمند. ( ناظم الاطباء ).
هر چیز میان کاواکی مانند شیپور که در آن می دمند.
💡 نه هر دل در این رهگذر پا گرفت نه هر مهره بر تاج شه جا گرفت
💡 بر کلاه خود حباب آسا چه می لرزی، که شد تاج شاهان مهره بازیچه تقدیرها