لغت نامه دهخدا
عیب چینی. [ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) عیبجوئی. ( آنندراج ). نکته گیری و ایرادگیری. ( از ناظم الاطباء ).
عیب چینی. [ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) عیبجوئی. ( آنندراج ). نکته گیری و ایرادگیری. ( از ناظم الاطباء ).
عیبجوئی نکته گیری و ایراد گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منگوقاآن میخواست که هم اسماعیلیان و هم خلافت عباسی را نابود کند؛ زیرا بسیاری از افراد سرزمینهای اسلامی به آنان احترام و اعلام وفاداری میکردند؛ در حالی که تنها «خان بزرگ» شایسته آن بود. طرحی که برای این جنگ ریخته شده بود، مانند تمام طرحهای جنگی مغول بی عیب و نقص بود. منگو بیست درصد از جنگجویان را که در نیروهای دریایی مسلح مغول وجود داشتند، به برادر خود هولاکو سپرد؛ هزار دسته از مهندسین چینی مخصوص محاصره و نفتانداز آماده شدند؛ به هر طرف نقاط دور و نزدیک نمایندگانی فرستاده شد تا در مسیر لشکرکشی معین شده چمنزارها و چراگاهها را آماده کنند؛ انبارهای پر از آرد و شراب آماده کنند؛ پلها را بسازند یا تعمیر کنند و…. قربقا در سال ۱۲۵۳ میلادی مقدمهٔ لشکر را از قراقوروم حرکت داد و خود هولاکو هم در ماه اکتبر حرکت کرد و در سال ۱۲۵۵ میلادی در چراگاههای بیرون سمرقند اردو زد. در کش یا کیش (شهری نزدیک سمرقند) توسط ارغون حاکم ایران مورد استقبال قرار گرفت. در سال ۱۲۵۶ هولاکو و سپاهش از جیحون گذشتند و شمشالدین فرمانروای هرات و جمعی از امیران و اتابکان به استقبال هولاکو رفتند.