لغت نامه دهخدا
ام مطاع. [ اُم ْ م ِ م ُ ] ( اِخ ) اسلمیه. از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 280 شود.
ام مطاع. [ اُم ْ م ِ م ُ ] ( اِخ ) اسلمیه. از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 280 شود.
اسلیمه از زنان صحابی بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترتيب و تاءسيس عدالت خانه دولتى براى اجراى احكام شرع مطاع و آسايش رعيت از هرمقصود مهمى واجب تر است.(460)
💡 ملکی چنین مقرر و حکمی چنین مطاع دیرست تا زمانه نداد از کسی نشان
💡 مطیع حضرت سبحان به حکم محکم قرآن مطاع ماسوا یکسر علی هو علی حق
💡 4 / 4 - فالارض لهم شاعرة، و ايديهم فيها مبسوطة، و الناس لهمخول، لا يدفعون يد لامس، فمن بين جبار عنيد و ذى سطوة على الضعفة شديد مطاع لايعرف المبداء المعيد (26)
💡 و تقدم و مطاع بودن نميتواند معناى امامت باشد، چون مطاع بودن شخص باين معنا است كهاوامر و نظريه هاى او را اطاعت كنند، و اين از لوازم نبوت و رسالت است.