لغت نامه دهخدا
گل تابوت. [ گ ُ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلهایی که بر سر تابوت میّت گذارند. ( آنندراج ):
چیدیم ز ماتم چو فلک طرفه دکانی
غیر از گل تابوت نداردسبد ما.سراج المحققین ( از آنندراج ).
گل تابوت. [ گ ُ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلهایی که بر سر تابوت میّت گذارند. ( آنندراج ):
چیدیم ز ماتم چو فلک طرفه دکانی
غیر از گل تابوت نداردسبد ما.سراج المحققین ( از آنندراج ).
گلهایی که بر سر تابوت میت دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمر از بس تلخ شد بر اهل عالم، شوق مرگ خضر را چون اهل کشتی، زنده در تابوت کرد
💡 کشف تصادفی تابوت هنگام جادهسازی در سال ۱۳۶۱، اسرار زیادی از این محوطه ناشناس را بر ملا ساخت.
💡 این تابوت در حال حاضر در مجموعه موزه باستانشناسی استانبول نگهداری میشود.
💡 همچنین در متن بعضی از تابوتها دیده شدهاست که نوشته شده:«سشات در بهشت را برای شما باز میکند»
💡 یا چو شیرین کو به زهر تلخ بر تابوت شاه جان شیرین داد، من جان دادمی و آسودمی
💡 چمن بشکفت و از دلها خروشی برنمیآید قفس، تابوت مرغان گرفتارست پنداری